لغت نامه دهخدا
واپس شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به عقب رفتن. پس رفتن. تأخر. ( تاج المصادر بیهقی ): احجام، واپس شدن از کاری. ( تاج المصادر بیهقی ).
واپس شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به عقب رفتن. پس رفتن. تأخر. ( تاج المصادر بیهقی ): احجام، واپس شدن از کاری. ( تاج المصادر بیهقی ).
بعقب رفتن پس رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک چون واپس شدن مقدور نیست گربه این سستی بسازی دور نیست
💡 لیک چون واپس شدن مقدور نیست گر به این سستی بسازی دور نیست