واسطه گر
مترادفها
میانجی، واسطه، رابط
فرهنگ عمید
۱. دلال.
۲. میانجی.
جمله سازی با واسطه گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماییم و حسینی چه به اینجا چه به محشر این واسطه گر نیست قبول درِ داور
💡 در بازارهای سنتی، معمولاً یک واسطه گر وجود دارد که بین تولیدکننده اصلی و مشتری نهایی رابطه برقرار میکند تا معامله با سود انجام شود.
💡 استفاده از یک واسطه گر در معاملات املاک میتواند فرآیند خرید و فروش خانه را بسیار سریعتر و بدون دردسر برای هر دو طرف فراهم کند.
💡 برخی معتقدند که وجود هرگونه واسطه گر در زنجیره تأمین کالا میتواند باعث افزایش بیمورد قیمت نهایی محصولات برای مصرفکنندگان در بازار شود.