واجبه
مترادفها
واجب، ضروری، لازم، حتمی
متضادها
غیرواجب، مستحب، مباح
لغت نامه دهخدا
واجبه. [ ج ِ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث واجب. رجوع به واجب شود.
جمله سازی با واجبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و در اینجا اشاره به بعضی از آداب و نکته های باطنیه آنها می کنیم لهذا می گوییم که عطاهای واجبه چند چیز است: