هواپرست. [ هََ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه در پی هوای نفس باشد. پیرو هوس. هواباره:
گفتا چه گمان بری که مستم
یا شیفته و هواپرستم.نظامی.گناه کردن پنهان به از عبادت فاش
اگر خدای پرستی هواپرست مباش.سعدی.هرزه گرد غماز، هواپرست هوسباز. ( گلستان ).
هواپرست ز راحت به خویش می بالد
که آشکار فزون تر شود به خواب نفس.محسن تأثیر.
کسی که پیرو هوا وهوس خود باشد.
پیروهوی وهوس خودبودن
(صفت ) کسی که تابع امیال و آرزوی نفس خود میباشد (صرف نظر از مبادی شرعی و اخلاقی ): اما هرزه گرد بی نماز هوا پرست هوس باز که روزها بشب آرد در بند شهوت و شبهاروز کند در خواب غفلت و بخوررهر چه در میان آید و بگوید هر چه بر زبان آید رندست و گرد رعباست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزار چاک دل آغوش چیدهام به تخیل هواپرست چه گیسوست شانهای که ندارم؟
💡 آه هواپرست به مقصد نمی رسد نتوان زدن به تیر هوایی نشانه را
💡 چون برهای تو فیالمثل گرگ شبان تو بود نفس هواپرست تو دشمن جان تو بود
💡 گناه کردن پنهان به از عبادت فاش اگر خدای پرستی هواپرست مباش
💡 وجود تا نسپارد محلِ راز ندارد هواپرست نیارد به صحبتِ تو رسیدن
💡 از نفس هواپرست رنگ غنای دل شکست بر سر آشیان فتاد آفت پرگشاییت