همتک

فرهنگ معین

( ~. تَ ) (ص. ) رفیق، همراه.

فرهنگ عمید

= همتگ

فرهنگ فارسی

همقدم، همراه، هم دور، دوتن که باهم بدوند

جمله سازی با همتک

💡 شیخ الاسلام گفت، کی شیخ احمد حرانی گوید، که شیخ بوالحسین بوالمعتمر می‌گوید: که نشسته بودم باحصری مردی ویرا گفت: مرا وصیتی کن. گفت: افرد همتک همت یگانه گن! جهم رقی حاضر بود ویرا گفت: چنانک بمن بنمودند بروی بنمودم.

💡 ژاژ بنظم کرده را همسر سحر او منه لاشه سالخورده را همتک رخش او مدان

💡 بوی عنبر همتک اخلاق خوشبوی تو شد بار شکر همره الفاظ در بار تو باد

💡 خرمن خاکم و آن ماه بگردم گردان تو مرا همتک این گنبد دوار مگیر

💡 همسر شکر شده ست مدح تو بر هر زبان همتک بادست و ابر نام تو در هر دیار

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
لباس شهرت یعنی چه؟
لباس شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز