هم سرا
مترادفها
هماتاق، همخانه
لغت نامه دهخدا
هم سرا.[ هََ س َ ] ( ص مرکب ) هم خانه. رجوع به هم سرای شود.
فرهنگ عمید
کسی که با دیگری در یک خانه زندگی کند، هم خانه.
فرهنگ فارسی
هم خانه
همسرای، همخانه، دریک خانه بایکدیگرزندگی کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{chorister} [موسیقی] عضو گروه هم سُرایان
جمله سازی با هم سرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به غیر از سایه ام کس هم سرا نیست هم آوازی مرا غیر از صدا نیست
💡 گه گه از خود هم آیدم غیرت که بود دوست هم سرا با من