هاوی

لغت نامه دهخدا

هاوی. ( ع اِ ) ملخ. جراد. ( تاج العروس ) ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ) ( المنجد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): اذا اجدب الناس اتی الهاوی و العاوی. العاوی: الذئب وقال ابن الاعرابی انما هوالغاوی بالعین معجمة، هوالجراد و هو الغوغاء. و الهاوی: الذئب. لان الذئاب تهوی الی خصب. و قالوا: اذا اخصب الزمان جاء الغاوی و الهاوی. و قالوا: اذا جأت السنة جاء معها اعوانها یعنی الجراد و الذئآب. ( تاج العروس ). || گرگ. ذئب. ( تاج العروس ) ( معجم متن اللغة ). || مگس. ذباب. ( ناظم الاطباء ).
هاوی. ( ع ص ) هوادار. ذوالهواء. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || ( اِ ) حرف الف از حروف الفبا را گویند به جهت وسعت داشتن مخرج آن برای هوا در هنگام تلفظ. ( المنجد ) ( معجم متن اللغة ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

هوادار ذوالهوائ

جمله سازی با هاوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (از گبرد و سندرز و سپس هاوی هاوکینز حمایت کرد)۰ رای

💡 اول زمین! در ۴ آوریل ۱۹۸۰ توسط دیو فورمن، مایک روزل، هاوی وولک، بارت کوهلر و ران کزار تأسیس شد.

💡 در انتخابات مقدماتی حزب سبز ایالات متحده آمریکا حدود ۸ نفر برای ریاست‌جمهوری نامزد شدند که اصلی‌ترین آن‌ها هاوی هاوکینز از بنیانگذاران حزب سبز و داریو هانتر بودند.

💡 قلت ار حمینی هیت لک فالقلب فی‌البلوی هلک قالت جنون عادلک هاوی هموم قاتله

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز