هام رو

لغت نامه دهخدا

هام رو. [ رَ / رُو ] ( اِ ) در معنی کلمه التذکیه، زوزنی مینویسد: گلو بریدن و هام رو شدن ستور و تیز کردن - انتهی. در اقرب الموارد آمده است در ماده ذکی: «المذاکی و المذکیات، الخیل التی تم سنها و کملت قوتها، الواحد مُذک و مذک ». کلمه هام رو در فرهنگ ها یافت نشد. در برهان دارد: «همرف اسبی را گویند که داخل پنج سال شده باشد و همه دندان هایش برآمده باشد و به جای فا، واو هم آمده ». و باز مینویسد: «همرفشده، اسبی را گویند که داخل در پنج سال شده باشد و همه دندان هایش برآمده باشد و به جای فا، واو هم گفته اند که همرو شده باشد و به زبان عربی قارح خوانند». از این رو هام رو یا اصل این دو صورت و یا صورت دیگر یعنی سومی است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) اسب که داخل پنج سال شده و هم. دندانهایش بر آمده باشد.

جمله سازی با هام رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علت اینکه ریش هام رو نزدم این بوده که زندان بودم، روحیه تون رو حفظ کنید مهم‌ترین چیزی که ما داریم روحیه مونه، شادیمونه، خنده مونه، و به نظرم تا وقتی اینو حفظ می‌کنیم داریم زندگی می‌کنیم، یه بار بیشتر زندگی نمی‌کنیم، خندون باشید