نمک خوارگی

لغت نامه دهخدا

نمک خوارگی. [ ن َ م َ خوا / خا رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) عمل نمک خواره. ( فرهنگ فارسی معین ). نمک خواره بودن. نمک پروردگی. || ممالحت. با هم نان و نمک خوردن. || وفاداری. شکرگزاری. حق گزاری. حق شناسی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

نمک خوار بودن، عمل نمک خواره.

فرهنگ فارسی

عمل نمک خواره: حق نمک خوارگی را باید ادا کرد.

جمله سازی با نمک خوارگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست با دوستی خلق جهان هیچ دوام در نمک خوارگی ابنای زمانند چو کام

💡 نمک حرامی آن شوخ چشم بی مزه بین که بشکند به نمک خوارگی نمکدان را

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز