ناپیدایی

مترادف‌ها

ناپدید شدن، پنهان شدن

متضادها

پیدایی، ظهور، آشکار شدن

لغت نامه دهخدا

ناپیدایی. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) خفاء. نامرئی بودن. غیرمشهود بودن. غیبت. ناپدیدی.

فرهنگ فارسی

۱ - نامرئی بودن خفائ:[ نه من گفتم شمارا که من دانم خدای ناپیداییهای آسمان و زمین..] ۲ - غیبت مقابل پیدایی.

جمله سازی با ناپیدایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جایی که کسی پی نبرد، بی جایی است رویی که نریزد آب، ناپیدایی است

💡 ناپیدایی ناگهانی ستاره‌ها در آسمان شب به دلیل وجود آلودگی‌های نوری شدید در شهر، باعث ناراحتی ستاره‌شناسان و علاقه‌مندان به نجوم شد.

💡 ناپیدایی تدریجی اثرات دارو در بدن بیمار، نشان‌دهنده این بود که فرآیند متابولیسم بدن با موفقیت در حال انجام وظیفه خود است.

💡 در داستان‌های افسانه‌ای، ناپیدایی قهرمان داستان در میان مه غلیظ، نمادی از آغاز یک سفر پراسرار و ماوراءطبیعی برای او بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران