غایب بودن

لغت نامه دهخدا

غایب بودن. [ ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) غیبت داشتن. غیبوبت داشتن. نامرئی بودن. لایری شدن. حضور نداشتن. تغایب.( منتهی الارب ). و رجوع به غایب شدن شود:
که آن کس خورد این خورشهای پاک
که غایب نباشد ورا زیر خاک.نظامی.

فرهنگ فارسی

غیبت داشتن. حضور نداشتن

جمله سازی با غایب بودن

💡 زندگانی بی تو جان فرسودن است مرگ حاضر از تو غایب بودن است

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز