نازه

لغت نامه دهخدا

نازه. [ زِ ] ( اِ ) در تداول مردم سیرجان کرمان، ناخن.
نازه. [ زِه ْ ] ( ع ص ) پاک. پارسا. پاکدامن. ( ناظم الاطباء ). ج، نزهاء.

فرهنگ فارسی

پاک پارسا.

جمله سازی با نازه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ماه خوش حدیث و نگار نکو کنار با شاخ زی من آر یکی نازه کو کنار

💡 همه واجن که یارت خواب نازه چه خوابست اینکه بیداری ندیره

💡 ته غمزه منه قاتله، روز و شویی ته نازه که مه کشتنِ تیغ ره سُویی

💡 آمد لب تو باز بصد نازه در سخن شیرین حکایتیست که گوید شکر سخن

💡 خون مژگان من از نازه نیارد در چشم چشم خونبار دگر می طلبد دانستم

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز