ناخوشدلی
مترادفها
ناراحتی، ناخشنودی، دلتنگی، ناپسندی
متضادها
خوشحالی، رضایت، شادمانی، خشنودی
لغت نامه دهخدا
ناخوشدلی. [ خوَش ْ / خُش ْ دِ ] ( حامص مرکب ) خوش دل نبودن. غمگینی. صفت ناخوشدل. || نارضایتی. بی میلی. اکراه. کراهت: و بدان تاریخ در دست مردمان سیم خوارزم روان شده بود و مردمان آن سیم را به ناخوش دلی گرفتندی. ( تاریخ بخارا ص 43 ). پس نقیب النقبا به ناخوشدلی تمام از بیهق برفت. ( تاریخ بیهق ).
جمله سازی با ناخوشدلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بستاند از تو به ناخوشدلی بود حاصل کار بی حاصلی