مرحومه

مترادف‌ها

متوفی، ازگذشته

متضادها

زنده

لغت نامه دهخدا

( مرحومة ) مرحومة. [ م َ م َ ] ( ع ص ) تأنیث مرحوم. رجوع به مرحوم و نیز رجوع به مرحومه شود.
مرحومة. [ م َ م َ ] ( اِخ ) مدینةالرسول. مدینه منوره. ( از متن اللغة ) ( از منتهی الارب ). رجوع به مدینه شود.
مرحومه. [ م َ م َ] ( از ع، ص ) مرحومة. رجوع به مرحومة و مرحوم شود.
- امت مرحومه؛ مسلمانان. مسلمین. ملت اسلام.
|| مغفوره. رجوع به مرحوم شود. || زن فوت شده و مرده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ مِ یا مَ ) [ ع. مرحومة ] (اِمف. ) مؤنث مرحوم.

فرهنگ عمید

مرحوم (زن ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مرحوم امت مرحومه ( مسلمانان ) جمع: مرحومات.
زن فوت شده و مرده

ویکی واژه

مؤنث مرحوم.

جمله سازی با مرحومه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داستان اصلی این فیلم از خاطرات نوشت مرحومه خانم لیلا اگنجی شیرازی است که در سال ۱۳۷۱ اختلافات ارثیه و فامیلی عموهایش، اخوان سنگابی شیرازی را تحت عنوان برادرانی چون رفیق به نگارش در اورد، این فیلمنامه با تلخیص تدوین و به نگارش در آمد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران