مجلس نشین

لغت نامه دهخدا

مجلس نشین. [ م َ ل ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که در انجمن می نشیند. اهل انجمن. ( ناظم الاطباء ). که در مجلس نشیند. اهل مجلس. حاضر در مجلس:
مجلست را کآسمان خدمت کند
او کجا باشد ترا مجلس نشین.خاقانی.روز نواست و فخر دین بر آسمان مجلس نشین
ما زر چهره بر زمین تو سیم سیما ریخته.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 379 ).

فرهنگ عمید

کسی که در مجلس نشسته، اهل انجمن.

فرهنگ فارسی

اهل انجمن

جمله سازی با مجلس نشین

💡 در پرده دارد آن مه مجلس نشین دریغ رویی که طعنه بر مه گردون نشین زده

💡 خوشا آنشب نشینیها که در جمع سهی قدان ترا مجلس نشین چونشمع بزم افروز میدیدم

💡 روز نو است و فخر دین بر آسمان مجلس نشین ما زر چهره بر زمین، تو سیم سیما ریخته

💡 شد مطرب مجلس نشین نالان ز آه آتشین گویا فغانی حزین آهی در آن محفل زده

خنیاگر یعنی چه؟
خنیاگر یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز