لغت نامه دهخدا
ماهرویی. ( حامص مرکب ) حالت و صفت ماهرو. ماه چهری. ماه سیمایی. زیبارویی. رجوع به ماه چهری و ماهرو شود.
ماهرویی. ( حامص مرکب ) حالت و صفت ماهرو. ماه چهری. ماه سیمایی. زیبارویی. رجوع به ماه چهری و ماهرو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبروی ما فراق ماهرویی باد کرد حسن او ما را ز بند عشق خویش آزاد کرد
💡 هم ترک حور زادی و هم حور سرو قد هم سرو ماهرویی و هم ماه سیمبر
💡 زیر گردون ماهرویی نیست بی داغ کلف پیش این ناشسته رویان مشق حیرانی مکن
💡 صبرم چگونه باشد از عشق ماهرویی کاندر زمانه کس را زو دوستر ندارم
💡 که هرگز در همه روی زمین من ندیدم ماهرویی مثل این من
💡 در زلف سیاه ماهرویی گم شد تاریک شبی بود، کسش باز نیافت