غرچگان

لغت نامه دهخدا

غرچگان. [ غ َ چ َ ] ( اِخ ) ساکن غرچه ( غرجستان ) است. ( فهرست شاهنامه ولف ):
از ایران به کوه اندرآیم نخست
در غرچگان تا در بوم بست.فردوسی.چغانی و ختلی و بلخی ردان
بخاری و از غرچگان موبدان
برفتند با باژ و بر سم به دست
نیایش کنان پیش ایزدپرست.فردوسی.شه غرچگان بود بر سان شیر
کجا پشت پیل آوریدی به زیر.فردوسی.

جمله سازی با غرچگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ایران به کوه اندر آید نخست در غرچگان از بر بوم بست

💡 خوردن شراب بهتر یا همچون غرچگان ثلث از وظیفه کسر نهادن ز مضطرا

💡 شه غرچگان بود بر سان شیر کجا ژنده پیل آوریدی به زیر

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز