شاه شجاع (ابوالفوارس جلالالدین شاه شجاع) از سلاطین خاندان آل مظفر و یکی از مشهورترین اعضای این خاندان است. وی در ۲۲ جمادیالثانی سال ۷۳۳ هجری قمری در یزد متولد شد و در ۲۲ شعبان سال ۷۸۶ هجری قمری درگذشت.
زندگینامه
شاه شجاع از جانب مادر به سلاطین قراختاییان کرمان نسب میبرد. او فرزند امیر مبارزالدین محمد مظفر، بنیانگذار سلسله آل مظفر، است. وی به دستور پدرش به مقام ولیعهدی منصوب شد و در سنین جوانی مأموریتهایی به او واگذار شد. از جمله این مأموریتها، امارت کرمان در سال ۷۵۴ هجری قمری و فتح شیراز بود که به سقوط سلاطین آل اینجو منجر شد.
سلطنت
وی در سال ۷۵۹ هجری قمری به پادشاهی رسید. او حکومت اصفهان و ابرقو را به برادرش قطبالدین شاه محمود و حکومت کرمان را به برادر دیگرش سلطان عمادالدین احمد سپرد و خواجه قوامالدین محمد بن علی صاحبعیار را به وزارت برگزید. دوران سلطنت او به خاطر ارتباط نزدیکش با شاعران و نویسندگان، به ویژه حافظ شیرازی، شناخته میشود. شعر و ادب در دربار او رونق داشت و وی خود نیز شاعری با استعداد بود.
ویژگیهای شخصیتی و فرهنگی
شاه شجاع به خاطر زیبایی سیرت و حسن صورتش زبانزد بود و داستانهای بسیاری از جوانمردیهایش نقل شده است. او به علم و ادب اهمیت میداد و در جلسات ادبی شرکت میکرد. وی به دو شیوه کلاسیک و نو شعر میسرود و اشعارش در ادبیات فارسی شناخته شده است. برخی از رباعیات مشهور او شامل مضامین عاشقانه و فلسفی هستند.
مرگ و آرامگاه
وی در سال ۷۸۶ هجری قمری در سن ۵۳ سالگی درگذشت. آرامگاه او در پای کوه چهل مقام یا چهل دختران در شیراز واقع شده است.
شاه شجاع. [ ش ُ ] ( اِخ ) فرزند مبارزالدین محمدبن امیر مظفربن منصوربن پهلوان حاجی است.53 سال عمر کرد و 25 سال سلطنت نمود و در سال 786 هَ. ق. درگذشت. حافظ شیرازی در تاریخ فوت او گوید:
جانش غریق رحمت خود کردتا بود
تاریخ این معامله رحمن لایموت.حافظ.اشعار فارسی و عربی سروده است که سعدالدین انسی آنها را گردآوری کرده و مقدمه ای برآن نگاشته است و دیوان او در بمبئی بچاپ رسیده است. وی قسمت بیشتر از مدت سلطنت خود را بدفع مخالفان گذرانده است و اغلب در این زدوخوردها که با برادران یا برادرزادگان خود داشته فاتح بوده است. شاه شجاع از طرف مادر منسوب به قراختائیان کرمان است و قسمتی از سپاهیان او نیز ترک و سلسله او جانشین اتابکان فارس بود. شاه شجاع مردی فاضل و شاعر و شعردوست و ادب پرور و نزد قاضی عضدالدین ایجی و جمعی دیگر ازعلمای وقت تحصیل کرد و در نه سالگی قرآن را حفظ کرد و در اقامه شعایر دینی جد بلیغ داشت. شاه شجاع دارای خطی زیبا نیز بود و مدرسه «دارالشفاء» شیراز را تأسیس کرد و سید شریف جرجانی را مأمور تدریس دانشجویان کرد و خود او هم اغلب در حوزه درس مولانا قوام الدین حاضر میشد و در نشر اصول مذهب تسنن پرداخت و بروش پدر خویش با خلفای فاطمی مقیم مصر بیعت کرد مخصوصاً در سال 770 هَ. ق. علمای دینی را واداشت که در قبول بیعت «القاهر باﷲ محمدبن ابی بکر» نامه ها بنوشتند و نام این خلیفه را در خطبه ها داخل کردند. و ممدوح حافظ شیرازی و معاصر عماد فقیه نیز بوده است. ( الذریعة ج 9 ص 499 ) ( مجمع الفصحاء ج 1 ص 35 ) ( حافظ شیرین سخن تألیف معین ص 233 به بعد ). و رجوع به جلال الدین ابوالفوارس بن مبارزالدین... شود.
صورت هفتم از صور جنوبی فلک
شاه شجاع (۷۳۳ ـ ۷۸۶ ق)
(یا: جلال الدین اَبوالْفَوارس شاه شجاع) پادشاه (حک: ۷۶۰ ـ ۷۸۶ ق) نامدار سلسلۀ آل مظفر. فرزند امیر مبارزالدین محمد و در ابتدا سپهسالار لشکر پدر بود، اما در ۷۵۹ ق، همراهِ برادرش، شاه محمود، با دستگیری و کورکردن پدر، در فارس به سلطنت رسید. وی از همان آغاز سلطنت، درگیر جنگ های داخلی با برادرش شاه محمود شد، که حکومت اصفهان و ابرقو را داشت و سرانجام او را نیز مطیع کرد. پس از درگذشت سلطان اویس جلایر، شاه شجاع از ناتوانی حسن جلایری استفاده کرد و به آذربایجان لشکر کشید و تبریز را تصرف کرد، اما سریعاً آن جا را ترک کرد. متصرفات او از شرق تا قلمرو آل کرت و سیستان و از جانب غرب، کردستان و عراق عجم را در برمی گرفت. او برای استحکام موقعیت خود با القادر بالله، خلیفۀ فاطمی مصر، بیعت کرد. از آن جا که دورۀ شاه شجاع همزمان با قدرت گیری تیمور بود، وی سعی کرد تا با او دوستی برقرار کند. شاه شجاع شاعر و ادیب و از ممدوحان حافظ بود.
💡 باغ اقبال آباد در نیمه دوم سده هشتم ه.ق در دوره حکومت آل مظفر بهوسیله شاه شجاع در مسیر کرمان - شیراز ساخته شده بود. این باغ هماکنون ویران شده است.
💡 قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع
💡 شاهجهان در رمضان ۱۰۶۸ ه.ق (۱۶۵۸م) بیمار شد و میان فرزندانش رقابتی خونین برای تصاحب تاج و تخت درگرفت. داراشُکوه پسر بزرگتر بهطور طبیعی جانشین او شناخته میشد. اما برادر دوم شاه شجاع در بنگال اعلام جانشینی پدر کرد. سپاهیان شاهجهان و دارا شکوه به نبرد با شاهشجاع پرداختند و او ناگزیر به عقبنشینی شد.
💡 به نقل از کتاب امرای ماداکتو: ریشه نام هزاره نام گذاری اتحادیه ایلی ( ارکوازی و بولی ) به هَزاره منسوب به امیرسام شاهزاده میرمظفر اول ارکوازی به وجه لشکر هزار اسپی اش و نیز دلالت به املاک نیای او شاه شجاع الدین خورشی مالک بنیاد هزاراسپیان، بنیانگذار حکومت ۴۵۰ ساله اتابکان زاگرس