صورت باز. [ رَ ] ( نف مرکب ) شخصی که روزانه اشکال مختلفه ساخته مجلسی را گرم دارد، مانند شب بازان که شبها این عمل کنند. عمل او را صورت بازی و در هندی بهروپ خوانند. ( آنندراج ). || آنچه صورت و شکل را منعکس سازدهمچون آینه:
نکند رو سوی او هیچکس از خودبینان
خصم اگر آینه کردار شود صورت باز.واله هروی ( از آنندراج ).حسن معنی هرکه دارد مردم چشم منست
چشم من چون خانه آئینه صورت باز نیست.صائب ( از آنندراج ).هرچه در دل پرتو اندازد ظهوری میکند
گر بمعنی بنگری آئینه صورت باز نیست.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).و رجوع به صورت بازی شود.
آن که صورت زیبا را دوست دارد و فریفتۀ رخسار زیبا است، صورت پرست: حسن معنی هر که دارد مردم چشم من است / چشم من چون خانهٴ آیینه صورت باز نیست (صائب: لغت نامه: صورت باز ).
( صفت ) ۱ - شخصی که در روز اشکال مختلف ساخته مجلسی را گرم دارد چنان که شب بازان همین عمل را در شب کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که سر بازی کنیم و جان فشانیم مگر کهاحوال صورت باز دانیم
💡 چو زین معنی نشاید راز گویم همان به شرح صورت باز گویم
💡 چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید چون سیر خورد مردم کی بوی پیاز آید
💡 نظر کردم در آن دم راز دیدم خود اندر سوی صورت باز دیدم
💡 دلم در بند صورت باز ماندست ولی در عشق صاحب راز ماندست