شفیر

لغت نامه دهخدا

شفیر. [ ش َ ] ( ع اِ ) کرانه نیام چشم که بر روی مژه روید. || کرانه هر چیزی: محمد ( ص ) و علی بر شفیر دوزخ باشند و ابوبکر و عمر و اتباع ایشان را در دوزخ می اندازند. ( کتاب النقض ص 292 ). و رجوع به شفر شود. || کرانه لب شتر. || کرانه وادی از جانب بالایین. ج، اشفار. ( منتهی الارب )( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || لب چاه. ( مهذب الاسماء ). لب حوض. ( دهار ).
شفیر. [ ] ( اِ ) فیروزج است. ( مخزن الادویه ). رجوع به فیروزج شود.

فرهنگ عمید

کرانۀ هر چیز.

فرهنگ فارسی

فیروزج است

جمله سازی با شفیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استاو شفیر در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۱ به عنوان رئیس حزب سبز انتخاب شد

💡 و گفته‌اند: عذاب حریق در دنیاست، آن آتش که از بهر مؤمنان ساخته بودند تا مؤمنان را بدان عذاب کنند، بالا گرفت و با بیرون افتاد و ایشان را همه بسوخت که بر شفیر آن نشسته بودند: «وَ لا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ. قوله: إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ اشارتست بعدل او با دشمنان.

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز