طلول

مترادف‌ها

ویرانه، خرابه، بقایا

لغت نامه دهخدا

طلول. [ طُ ] ( ع اِ ) ج ِ طَلل. ( منتهی الارب ).
طلول. [ طُ ] ( ع مص ) رایگان کردن خون کسی را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= طَلل

فرهنگ فارسی

( اسم ) باران نرم با قطرات ریز جمع: طلال.
رایگان کردن خون کسی را

جمله سازی با طلول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو بر طلول دیار حبیب بگذشتم که کرده بود خرابش جهان ز بی باکی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران