لغت نامه دهخدا
خون کسی را خریدن. [ ن ِ ک َ خ َ دَ ]( مص مرکب ) فدیه بجان کسی دادن. پول دادن و جان کسی را خریدن. || کسی را از رنجی راحت کردن.
خون کسی را خریدن. [ ن ِ ک َ خ َ دَ ]( مص مرکب ) فدیه بجان کسی دادن. پول دادن و جان کسی را خریدن. || کسی را از رنجی راحت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد فتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد
💡 آن خون کسی ریختهای یا می سرخ است یا توت سیاه است که بر جامه چکیدهست
💡 بر دیدهاش فرشته کشد از پی شرف خون کسی که ریخته بر خاک راه تست
💡 به کیش عشق همی خونبهاش باید داد زمانه خون کسی را که نه به کوی تو ریخت
💡 به خون کسی که تواند خمار خویش شکست چرا به میکده دردسر خمار برد؟