صبح اول

لغت نامه دهخدا

صبح اول. [ ص ُ ح ِ اَوْ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح نخستین. صبح کاذب. بام نخستین:
فروغ جبهه صاحبقرانی است
گواه صبح اول صبح ثانی است.میرزا جلال طباطبا.

جمله سازی با صبح اول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا ز شوخی چرخ این عجب همی‌آید که صبح اول در عهد تو کند تزویر

💡 گفتی شب هجر توکنم روز وصال دیدی که چو صبح اول آمد سخنت

💡 آفتاب صبح اول آنکه چون از کعبه تافت ساخت عالم را منور تا بروز واپسین

💡 گفتی که نماز شام آیم بر تو دیدیکه چو صبح اول آمد سخنت

💡 صبح آخر دیدهٔ بختم چنان شد پرده در صبح اول دیدهٔ عمرم چنان شد کم بقا

💡 فتنه چنان شدکه صبح اول عمرش پیشرو شام روز باز پسین است

پستو یعنی چه؟
پستو یعنی چه؟
شیپ یعنی چه؟
شیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز