صبح دوم. [ ص ُ ح ِ دُ وُ / دُوْ وُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح صادق. صبح راستین. صبح آخرین:
آنکه چون صبح دوم گر دم زند در علم و دین
چون دم آخر نیابی در همه گیتیش یار.سنائی.شاه چو صبح دوم هست جهانگیر ازآنک
هم دل بوالقاسم است هم جگر بوتراب.خاقانی.چو صبح دوم سر برافلاک زد
شفق شیشه باده بر خاک زد.نظامی.آخر عهد شب است اول صبح ای ندیم
صبح دوم بایدت سر ز گریبان برآر.سعدی.پنبه از گوش برون کن که بناگوش سپید
دم صبحی است که صبح دوم آن کفن است.صائب.رجوع به صبح راست شود.
( ~ ِ دُ وُ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) صبح صادق که یک ساعت و نیم پیش از طلوع خورشید است.
صبح صادق که یک ساعت و نیم پیش از طلوع خورشید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صدق آر فرا پیش که نوری ندهد چون صبح دوم دلی که صادق نبود
💡 صبح دوم گرفت جهان گو چرا گرفت؟ اندر هوای شاه نزَد جز به صدق دم
💡 هر وعده کآفتاب زمین و زمان دهد بی هیچ شک چو صبح دوم صادق اوفتد
💡 چرا چو نجم سحر نادمیدهکرد غروب چرا چو صبح دوم نارسیده کرد سفر
💡 تا در ایّام نگردد نفس باد گره تا در آفاق دم از صدق زند صبح دوم
💡 صبح دوم از پرتو انفاس شناسی نازد دم جان بخش مسیحای دو دم را