لغت نامه دهخدا
شرا. [ ش َرْ را ] ( اِخ ) ناحیه بزرگی است از نواحی همدان. ( از معجم البلدان ). رجوع به شراء شود. || نام بلوکی از توابع عراق. ( یادداشت مؤلف ).
شرا. [ ش َرْ را ] ( اِخ ) ناحیه بزرگی است از نواحی همدان. ( از معجم البلدان ). رجوع به شراء شود. || نام بلوکی از توابع عراق. ( یادداشت مؤلف ).
۱. خریدن.
۲. فروش.&delta، این کلمه از اضداد است.
[ویکی الکتاب] معنی شَرَعَ: آشکار کرد - بیان نمود - تشریع کرد - به عنوان راهی واضح و ایمن از انحراف مشخص نمود
ریشه کلمه:
شرر (۳۱ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل یافت نقد وصل چو جان دارد و غم خرید تاجر همیشه سود ز بیع و شرا کند
💡 دل خرید از لب شیرینت بجانی شکری شاکرم گر چه درین بیع و شرا سوخت مرا
💡 امیرآباد کرد، روستایی از توابع بخش شرا شهرستان همدان در استان همدان ایران است.
💡 احمدآباد تپه، روستایی از توابع بخش شرا شهرستان همدان در استان همدان ایران است.
💡 ایدهلو، روستایی است از توابع بخش شرا شهرستان همدان در استان همدان ایران.
💡 اصل این گوهر که نور شرا چراغ عالم است مجمع البحرین ختم انبیا و اولیاست