فندقچه
مترادفها
مهمانخانه کوچک، مسافرخانه کوچک
لغت نامه دهخدا
فندقچه. [ ف َ دُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) خضاب که بر سر انگشتان تا محاذات بن ناخن کنند. ( یادداشت مؤلف ). سرانگشتی. سرانگشت خضاب کرده. ( از یادداشت دیگر ). فندق بند. رجوع به فندق بند و فندق بستن شود.
فرهنگ فارسی
خضاب که بر سر انگشتان تا محاذات بن ناخن کنند. سر انگشتی یا سر انگشت خضاب کرده.
فرهنگستان زبان و ادب
{nutlet} [زیست شناسی- علوم گیاهی] میوۀ فندقی کوچک
ویکی واژه
میوۀ فندقی کوچک.
جمله سازی با فندقچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گونهای بالنگو است به شکل گیاه علفی یکساله با برگهای قاعدهای تخممرغی و برگهای ساقهای مستطیلیـ سرنیزهای یا مستطیلیـ تخممرغی و باریک در قاعده و برگکهایی با دندانههای منتهی به خار بلند و گلهای بنفش مایل به آبی و گاه با لبهٔ زیرین سفید یا آبی کمرنگ به طول ۱۱ تا ۲۲ میلیمتر و فندقچه به طول ۴ تا ۵ میلیمتر و مستطیلیـ سهوجهی و در انتها دارای حاشیهٔ غشایی.