غیرها

فرهنگ عمید

جز او، جز آن.

فرهنگ فارسی

۱- جزو او ( مونث ) ۲- جز آنها جمع ). یاو غیرها. ۱- و جزو آنها ( جمع )

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی غَیْرَهَا: غیر از او -غیر از آن - به جز او
ریشه کلمه:
غیر (۱۵۴ بار)ها (۱۳۹۹ بار)

جمله سازی با غیرها

💡 فرعون چون دید که عصا مار گشت و قصد آن دارد که فرعون را فرو برد، موسی ذنب وی گرفت و در دست وی عصا گشت، هم چنان که بود. فرعون گفت: هل من آیة غیرها بیرون ازین دیگر آیت داری؟ موسی دست راست خویش بیرون کرد و فرا فرعون نمود. گفت: این چیست؟ گفت: دست. آن گه زیر بازوی چپ خویش کرد و باز بیرون آورد روشن و سپید آن را شعاع بود همچون آفتاب رخشان و درفشان.

💡 (به عربی: امّ‌القرآن عوض عن غیرها و لیس غیرها عوضاً عنها)

💡 درد ل من خیالت آمد و گفت لیس فی الدار غیرها دیار

💡 ما فی السماء من الشمس و القمر و النجوم و غیرها و فی الارض من الجبال و الاشجار و الانهار و غیرها، فانّ کل واحد منها آیة دالة علی توحید اللَّه عز و جل، و خصّ المؤمنین بالذکر لانتفاعهم بها.