طسم

لغت نامه دهخدا

طسم. [ طا سین ْ میم ْ ]( اِخ ) در مفتتح سوره های الشعراء و القصص از حروف مقطعه اوایل پاره ای از سوره های قرآن است، و مفسران رادر معنی آن اختلافات بسیار است. ابوالفتوح رازی در تفسیر خویش آورده که والبی گوید: نامی است از نامهای خدا. عکرمه گفته که علما از تفسیر آن اظهار عجز کرده اند. مجاهد گفته: نام سوره است. ابوروق گفته: نامی است از نامهای قرآن. محمدبن کعب گفته: طاء طول و سین سناء و میم ملک خدای است. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام فرمود: طاء طور سینا و سین اسکندریه و میم مکه است. امام جعفر صادق علیه السلام گفته: طاء درخت طوبی و سین درخت سدرةالمنتهی و میم اشاره به محمدمصطفی صلی اﷲ علیه و آله و سلم است که بدین نامها خدای تعالی سوگند یاد فرموده است. ( ابوالفتوح رازی ).
طسم. [ طَ س َ ] ( ع مص ) ناگوار گردیدن. || نفخ کردن شکم. || ( اِ ) تیرگی و تاریکی اول شب. || تاریکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
طسم. [ طَ ] ( ع مص ) مثل الطمس. ( زوزنی ). ناپدید گردیدن. طسوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
طسم.[ طَ ] ( اِخ ) قبیله ای است از عاد و آن از اولاد طسم بن لاوی بن سام بن نوح علیه السلام بود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). قومی از عرب بائده و ایشان بنوطسم بن لاوذبن ارم بن سام بن نوح علیه السلام اند و جوهری گوید: از عاد باشند و منزلشان احقاف یمن بود. و صاحب عبر گوید: دیارآنان یمامه است و در جنگهائی که میان آنان با جدیس درگرفت نسلشان برافتاد. حصن مشقر واقع بین نجران و بحرین بقولی از بناهای طسم است. ( معجم البلدان ج 8 ص 65 ). و رجوع به البیان و التبیین جاحظ صص 164 - 166 و عقدالفرید ج 4 ص 242 و مجمل التواریخ و القصص صص 147- 148 و الاعلام ج 2 ص 448 و صبح الاعشی ج 1 ص 314 شود.

فرهنگ فارسی

قبیله ایست از عرب بائده از قوم عاد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] طََسم، از قبایل باستانی و منقرض شده (بائده) عرب می باشد.
نسب آنان، به روایتی، به طسم بن لاوَذ بن اِرَم بن سام بن نوح می رسد. مورخان و نسب شناسان، این قبیله را از قبایل عرب عاربه یعنی نژاده که از ابتدا عرب بودند، به شمار آورده اند.برخی نیز ایشان را از مردمان عهد باستان و از قوم عاد دانسته¬اند
پیشینه
نام این قبیله معمولاً با نام قبیلۀ معاصر آن، جَدیس، ذکر می شود. بعضی مورخان اخبار منسوب به طسم را بی اساس و افسانه ای دانسته اند.برخی مستشرقان نیز این قبیله را خرافی و ساختۀ اخباریان دانسته اند. در خاندان لاوذ بن ارم بن سام بن نوح، پس از عِمْلاق (حاکم یمن و حجاز و اطراف آن) ریاست و حکومت در خاندان طسم قرار گرفت. قبیلۀ طسم و عموزاده های آن ها جَدیس، برای ریاست و حکومت، پیوسته با یکدیگر رقابت داشتند که در این رقابت سرانجام طسم پیروز شد و توانست بر جدیس هم ریاست کند بعداً این قبیله به همراه جدیس به یمامه رفتند که سرزمینی حاصلخیز بود جَذیمۀالأبْرَش، حاکم لَخمی عراق، در یمامه به آنان حمله کردند. چون جمعیت آنان رو به افزایش نهاد، در عمان و بحرین و اَحقاف هم منزل گزیدند. گفته شده است در روزگار قدیم تولیت کعبه، پیش از جُرْهُم، برعهدۀ طسم بود، اما آنان حرمت این خانه را نگاه نداشتند و خدا نابودشان کرد.
آثار تاریخی منسوب
به رغم این که قبیلۀ طسم از قبایل بانده بوده و از بین رفته بقایای قلعه ها و قصرهای فراوانی به آن نسبت داده شده است، ازجمله: مُشَقَّر (قلعه ای بین نجران و بحرین )، مُعْنِق (از مهم ترین قصرهای یمامه)، قلعۀ جون در یمامه، دژ قُرَیه (اکنون سَدوس)، روستای بسیار آباد خضراء یا حصراء حِجر (ریاض کنونی) که مرکز طسم بود و آثاری همچون دژ و معبد در آن جا برپا بود، و قصر عادی در اَفلاج نزدیک ربع الخالی.
تمدن طسم
...
[ویکی الکتاب] معنی طسم: از حروف مقطعه و رموز قرآن (در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که طس معنایش "انا الطالب السمیع المبدی و المعید: من (خداوند) منم طالب شنوای آغازگر و باز گرداننده "است )

جمله سازی با طسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طسم (۱) تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ (۲)، این طسم آیتهای نامه روشن پیداست.

💡 ابن عباس گفت: طسم نامی است از نامهای حق جل جلاله و سوگند بدان یاد کرده».