شاخ گل

مترادف‌ها

ساقه گل

لغت نامه دهخدا

شاخ گل. [ خ ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از معشوق. ( غیاث اللغات ):
ز شوخی های ناز آن شاخ گل در خانه میماند
به دلها خارخار جلوه مستانه میماند.میرزارضی دانش ( از آنندراج ).به باغ میرود آن شاخ گل سلیم دگر
بهار در چمن امروز میهمان گل است.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).- شاخ گل بر سر زدن؛ آراستن موی سر با شاخ گل. کنایه از سرافراز ساختن:
از غبارم شاخ گل بر سر ملائک میزنند
تا بتان از نقش پا گل بر مزارم ریختند.ملامحمد علی واحد ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از معشوق یا شاخ گل بر سر زدن

جمله سازی با شاخ گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون مرا نظاره آن شاخ گل دیوانه کرد؟ کار چوب گل اگر دیوانه عاقل کردن است

💡 گه گل سرخ گهی لاله و گه نیلوفری هر دم ای شاخ گل تازه به رنگ دگری

💡 آن شاخ گل همانا خواهد به باغ آمد کز طوق قمریان سرو پا در رکاب دارد

💡 از بس که بافته است نمو شاخ گل بهم گلشن شده است یک سبد گل، در این بهار!

💡 بلبل گویا فراز شاخ گل دستان سرای داستانها با سرود نای و طنبور آورد

💡 کدام شاخ گل امشب گذشت ازین بستان؟ که همچو سبزه خوابیده سرو پی سپرست

💡 او برای ابراز علاقه و محبت خود به همسرش، یک شاخ گل رز قرمز بسیار زیبا و خوش‌بو به خانه با خود آورد.

💡 در مراسم‌های رسمی و جشن‌های مختلف، هدیه دادن یک شاخ گل رنگارنگ می‌تواند راهی بسیار زیبا برای خوشحال کردن دوستان و آشنایان باشد.

💡 فروشنده گل‌فروشی با دقت شاخ گل‌های تازه را انتخاب کرد تا مشتری بتواند بهترین و زیباترین گل‌ها را برای مراسم خود تهیه کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران