ستیزه جو

مترادف‌ها

جنگ‌جو، دعواجو، اهل ستیزه

متضادها

صلح جو، سازگار

فرهنگ عمید

۱. جنگجو.
۲. سرکش.
۳. ناسازگار.
۴. لجوج.

فرهنگستان زبان و ادب

{belligerent} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دارای تمایلات خصمانه یا جنگجویانه

جمله سازی با ستیزه جو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صائب به نیم گردش چشم آن ستیزه جو بی اختیار اگر کندت اختیار ازوست

کلمات مرتبط