لغت نامه دهخدا
سترلاب. [ س ُ ت ُ ] ( معرب، اِ ) استرلاب. اصطرلاب. صلاب. اسطرلاب. رجوع بدین کلمات شود.
سترلاب. [ س ُ ت ُ ] ( معرب، اِ ) استرلاب. اصطرلاب. صلاب. اسطرلاب. رجوع بدین کلمات شود.
= استرلاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما را که یک دقیقه نصیب است ز آفتاب ساعت شناستر ز سترلاب کردهای