سبک مایه

لغت نامه دهخدا

سبک مایه. [ س َ ب ُ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) چیز بی قدر و ارزش و کم مایه و بی قیمت و کم بها. ( آنندراج ):
چو نان خورده شد کارِ می ساختند
سبک مایه جایی بپرداختند.فردوسی. || نادان و جاهل. ( ناظم الاطباء ): بوغاء؛ مردم سبک مایه و گول. ( منتهی الارب ):
سبک مایه ضحاک بیدادگر
بدین چاره بگرفت گاه پدر.فردوسی.همانگه که خشم آورد پادشا
سبک مایه خواند ورا پارسا.فردوسی.بدو گفت این نزد بهرام بر
بگو ای سبک مایه بدگهر.فردوسی. || فقیر و درمانده:
بفریاد سبک مایه رسیدن
ستمگر را طمع از وی بریدن.( ویس و رامین ).

فرهنگ عمید

۱. کم مایه، کم بها، بی قدروقیمت.
۲. [مجاز] فرومایه.

فرهنگ فارسی

چیز بیقدر و ارزان و کم مایه و بی قیمت و کم بها

جمله سازی با سبک مایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو نان خورده شد کار می ساختند سبک مایه جایی بپرداختند

💡 ابا آنکه مهراب ازین پایه نیست بزرگست و گرد و سبک مایه نیست

💡 مر او را به دستان سوی خویش برد نمود آن سبک مایه این دستبرد

💡 وزان تجارت کم مدت سبک مایه اثر ز سود و زیان عمل شود پیدا

💡 هوس نیافت درین چارسو بضاعت دیگر دل شکسته سبک مایه است ناله فروشم

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز