لغت نامه دهخدا
لولی وش. [ وَ ] ( ص مرکب ) چون لولی. لولی سان. که چون لولی بود:
دلم ربوده لولی وشی است شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز.حافظ.
لولی وش. [ وَ ] ( ص مرکب ) چون لولی. لولی سان. که چون لولی بود:
دلم ربوده لولی وشی است شورانگیز
دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز.حافظ.
لولی مانند، مانند لولی، زیبارو.
آنکه مانند لولی بود همچون لولی: دلم رمید. لولی وشی است شورانگیز دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز. ( حافظ.۱۸٠ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن چون مستور باشد عشق زندانی بود عشق عالمسوز گردد یار چون لولی وش است
💡 بسا لولی وش شیرین کرشمه که ریزد خون ز دل ها چشمه چشمه
💡 از پس پرده سر برون آورد یار لولی وش حریف تراش