لذی
متضادها
تلخ، بیمزه، ناخوشایند
لغت نامه دهخدا
لذی. [ ل َ ذا ] ( ع مص ) لازم گرفتن کسی را و چسبیدن به وی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
لازم گرفتن کسی را و چسبیدن به وی.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی حِجْرٍ: ممنوعیت با تحریم - قُرُق-فاصله -دامن - کنار-عقل (لذی حجر: صاحب عقل،اصحاب حجر: عبارتند از قوم ثمود، یعنی قوم حضرت صالح علی نبینا وعلیه السلام و حجر اسم شهری بوده که در آن زندگی میکردهاند)
ریشه کلمه:
ذی (۲۴ بار)ل (۳۸۴۲ بار)
جمله سازی با لذی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بین الجوانح منی ما یخلانی من ان یکون لذی فضل ید قبلی