لازوال
مترادفها
جاودان، ابدی، همیشگی
متضادها
فانی، ناپایدار، موقت، زودگذر
لغت نامه دهخدا
لازوال. [ زَ ] ( ع ص مرکب ) ( از: «لا» + «زوال » ) باقی. پاینده. دائم. ابدی.
جمله سازی با لازوال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشکن ار خواهی حیات لازوال رشتهٔ ماضی ز استقبال و حال
💡 حقیقت لازوال و لامکان است مگو دیگر که عالم بیکران است