قیماز

لغت نامه دهخدا

قیماز. [ ق َ ] ( ترکی، اِ ) کنیز و خدمتگار. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
پس در خانه بگو قیماز را
تا بیارد آن رقاق و قاز را.مولوی ( از فرهنگ فارسی معین ).
قیماز. [ ق َ ] ( اِخ ) قطب الدین. رجوع به قطب الدین قیماز شود.

فرهنگ عمید

کنیز، خدمتکار.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کنیز خدمتکار: پس در خانه بگو قیماز را تا بیارد آن رقاق و قاز را.
قطب الدین

جمله سازی با قیماز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان که شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبان

💡 ز فرّ تو در پیش سلطان به خدمت قدرخان و قیصر چو قیماز و قرغو

💡 من این به طیبت گفتم وگر نه خاک توام مرا مبارک و قیماز خوان و سنجر گو

بخشش یعنی چه؟
بخشش یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز