قوی رای
مترادفها
صاحب نظر، مقتدر
متضادها
بیرای، سبکسر، بیخرد
فرهنگ عمید
آن که رٲی و اندیشۀ درست و نیرومند دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه دارای اندیشه ای نیرومند است.
جمله سازی با قوی رای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای خداوند قوی رای مبارک تدبیر هست تقدیر بدانسان که تورا تدبیرست
💡 کو کار تو کند چو قوی رای خود تمام کو کام تو کند چو نکو نام خود حسن
💡 ای قوی رای کدخدای عجم ای به گوهر گزیده تا آدم
💡 شاهان سرافراز نهادند بدو روی رایان قوی رای سپردند بدو مال
💡 ای قوی رای و قوی خاطر، مرا معلوم نیست هیچ کس چون تو، قوی رای و قوی خاطر شود