قطوف

لغت نامه دهخدا

قطوف. [ ق ُ ] ( ع مص )به معنی قَطاف. ( اقرب الموارد ). رجوع به قطاف شود.
قطوف. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قِطْف، به معنی خوشه انگور. || ج ِ قَطَف. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قطف شود.
قطوف. [ ق َ ]( ع ص ) تنگ گام. آهسته رو. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): دابة قطوف؛ ستور تنگ گام آهسته رو. ( منتهی الارب ).
قطوف. [ ق َ] ( اِخ ) نام اسب جابربن مالک شمخی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= قَطْف

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع قطف خراشها.

جمله سازی با قطوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مذللست قطوف بهشت بر احمد که کرد دست دراز و از آن بخواست ربود

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز