قصف
لغت نامه دهخدا
قصف. [ ق َ ص ِ ] ( ع ص ) به دو نیمه شکسته. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || مرد زودشکن. ( منتهی الارب ). الرجل السریعالانکسار عن النجدة. ( اقرب الموارد ).
قصف. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قَصْفة. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قصفة شود.
فرهنگ فارسی
جمع قصفه
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
شکستن «قَصَفَ الشَّیْءَ قَصْفاً: کَسَرَهُ» لازم و متعدی هر دو آمده است. راغب گوید: باد قاصف آن است که هر چه از درخت و بناء در مسیرش باشد میشکند این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده و گاهی معنای ازدحام میدهد که یک نوع دفع و شکستن یکدیگراست در نهایه نقل شده چون رسول خدا«صلی الله علیه وآله» وارد مدینه شدند یکی از یهود گفت: «تَرَکْتُ بَنی قیلَةَ یَتَقاصَفُونَ عَلی رَجُلٍ یَزْعَمُ اَنَّهُ نَبِیٌ» فرزندان قیله را در حالی گذاشتم که بر مرد مدعی نبوت ازدحام میکردند.
جمله سازی با قصف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از پی قصف سر و مجمر دل خلق شکر گرو او عطار است
💡 گزارشهای خبری منتشر شده از مناطق جنگی نشان میدهند که قصف مداوم مناطق مسکونی باعث افزایش تلفات غیرنظامیان و تخریب گسترده زیرساختهای حیاتی شده است.
💡 در جریان درگیریهای نظامی اخیر، قصف سنگین توپخانه باعث شد تا هزاران نفر از ساکنان محلی مجبور به ترک خانههای خود و پناه گرفتن در پناهگاهها شوند.
💡 تحلیلگران نظامی بر این باورند که قصف هدفمند پستهای دفاعی میتواند قدرت نظامی دشمن را تضعیف کرده و کنترل منطقه را در دست نیروهای خود قرار دهد.