قتل سیاسی
مترادفها
ترور سیاسی
فرهنگستان زبان و ادب
{assassination} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کشتن شخصیت ها برای رسیدن به مقاصد سیاسی؛ این کار همیشه به دست عوامل مزدور یا متعصب انجام می شود متـ. قتل، ترور
ویکی واژه
کشتن شخصیتها برای رسیدن به مقاصد سیاسی؛ این کار همیشه به دست عوامل مزدور یا متعصب انجام میشود
جمله سازی با قتل سیاسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بارویر سواگ در روز ۱۷ ژوئن ۱۹۷۱ در اوج شکوفایی استعدادهایش در یک حادثهٔ رانندگی کشته شد، همان گونه که خود در یکی از اشعارش مرگی ناگهانی را آرزو کرده بود. این حادثه شایعاتی را مبنی بر قتل سیاسی برسر زبانها انداخت که البته از طرف هیچ منبع موثقی تأیید نشدهاست.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که وقوع یک قتل سیاسی در چنین مقاطع حساس از تاریخ میتواند ثبات و آرامش موجود در کشور را به شدت به چالش بکشد.
💡 در بسیاری از فیلمهای جنایی و تاریخی، داستانها حول محور تلاش برای جلوگیری از یک قتل سیاسی برنامهریزی شده توسط گروههای مخفی میچرخد.
💡 مقالات تاریخی نشان میدهند که هر قتل سیاسی بزرگ در گذشته، معمولاً پیامدهای اجتماعی و سیاسی گستردهای را برای نسلهای بعدی به دنبال داشته است.