قامتی

لغت نامه دهخدا

قامتی. [ م َ ] ( اِخ ) اصلش از گیلان است. گویند بسیارطویل القامه بود. سایر احوالش ضرور نیست. او راست:
بسیار اگر نظر به رخت میکنم مرنج
بسیار هم گذشته که رویت ندیده ام.( آتشکده آذر چ شهیدی ص 167 ).

فرهنگ فارسی

اصلش از گیلان است. گویند بسیار طویل القامه بود.

جمله سازی با قامتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز نخ اندر ثقبه سوزن کجا باور کنم قامتی یکتا شود در پیش کژ طبعان دو تا

💡 ایکه از بهر نمازت گوش جان بر قامتست قامتی را جوی کاید سرو پیشش در نماز

💡 تا که بدامن آوری دلبر سرو قامتی زاشک روان بساز جود امن وهم کنار خود

💡 صنوبر قامتی کز خاک می روید گرفتارش خیابان می کشد چون سرو قد از شوق رفتارش

💡 رندیست کار بیدلان، تقوی شعار زاهدان آری دلا هر کسوتی، بر قامتی زیبا بود

نابغه یعنی چه؟
نابغه یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز