قال و قیل

لغت نامه دهخدا

قال و قیل. [ ل ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) گفتگو. ( مهذب الاسماء ). هیاهو. سر و صدا: اگر میخواهد که از اینهمه قال و قیل برهد و طمع جهانیان از ولایت وی بریده گردد چرا بنام سلطان خطبه نکند. ( تاریخ بیهقی ).
شاها مرا به اسبی موعود کرده بودی
در قال پادشاهان قیلی مگر نباشد.ساوجی.

فرهنگ فارسی

هیاهو سر و صدا

جمله سازی با قال و قیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای برون از وَهْم و قال و قیل من خاک بر فرق من و تمثیل من

💡 غم برکنار و صحبت حالست در میان فیّاض هان خبر نکنی قال و قیل را

💡 قومی که به خاک مرگ سر بازنهند تا حشر ز قال و قیل خود باز رهند

💡 ببردند بعد از همه قال و قیل بر شاه صندوق لوط و خلیل

💡 دلم از قال و قیل گشته ملول ای خوشا خرقه و خوشا کشکول

💡 تمام درهٔ دربند، زعفرانی‌رنگ ز قال و قیل بسی زاغ‌های زشت‌آهنگ

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز