قاف به قاف

لغت نامه دهخدا

قاف به قاف. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) کران تا کران:
روی گیتی پر از سلف شد و لاف
همه زرق است و شید قاف به قاف.اوحدی.گرم این است رفته قاف به قاف
بی سؤال و جواب و منت و لاف.اوحدی.

جمله سازی با قاف به قاف

💡 ورد من در توشد ز قاف به قاف کسب قوّال و مایه قوّاف

💡 خط دو ویرانه ده، گو مشور امضا بس است قاف به قاف جهان، زیر قلم داشتن

💡 تو را قاف به قاف فلک گرفته کرم همین به خوان مه و خورشید می کند نانی

💡 زنجیر فلک گردد حبل‌الله مظلومان کز قاف به قاف از دین یک تار کشد عدلش

💡 کرم اینست رفته قاف به قاف بی‌جواب و سال و منت و لاف

💡 پیش رخ بسته‌ای، ز قاف به قاف تتق از زر نگار گوهر باف

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
مغول یعنی چه؟
مغول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز