قاضیان

لغت نامه دهخدا

قاضیان. ( اِخ ) دهی است جزو دهستان سنگر و کهدمات بخش مرکزی شهرستان رشت. در 22هزارگزی جنوب خاوری رشت و 3هزارگزی خاور شوسه رشت به امامزاده هاشم واقع و موقع جغرافیائی آن جلگه و معتدل و مرطوب مالاریائی است. 4012 تن سکنه دارد. آب آن از گل رود از سفیدرود و محصول آن برنج و صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
قاضیان. ( اِخ ) دهی است از دهستان قنقری بالا ( علیا ). بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده. در 85000گزی شمال سوراین و 13000گزی باختر شوسه اصفهان به شیراز واقع و موقع جغرافیائی آن جلگه و سردسیر است. 265 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه قشلاق و محصول آن غلات، چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی بافی است. راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

جمله سازی با قاضیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بادا ز کردگار بر این قاضیان دون دشنام بی نهایت و نفرین لایُعَد

💡 ای قضای آسمان پرداز خاک از قاضیان تا بیاید از پس سؤ القضا حسن القضا

💡 با محتسب بگوی که: از قاضیان شهر رو، عذر ما بخواه، که او نیز مست نیست

💡 وظیفه دیوان مظالم رسیدگی به امور قضایی کشور و برقراری عدالت بود و خدمتگذاران آن قاضیان بودند. رئیس تشکیلات دیوان مظالم با عنوان قاضی جمله ممالک در پایتخت امپراتوری سلجوقی یعنی اصفهان توسط شخص سلطان انتخاب می‌شد.

💡 یکی از مقام‌هایی که با قدرت‌گیری سلجوقیان دچار تحول شدید شد، منصب قاضی بود. رئیس قاضیان قاضی القضات نام داشت که در پایتخت توسط سلاطین سلجوقی انتخاب می‌شد.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
مطاع یعنی چه؟
مطاع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز