لغت نامه دهخدا
قاش زین. [ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حنای زین. ( آنندراج ). ملاطغرا در هجو پولچی گوید:
از اسب برنگ سایه افتد به زمین
چون صورت اگر بقاش زین چسبیده.ملاطغرا ( از آنندراج ).رجوع به قاش شود.
قاش زین. [ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حنای زین. ( آنندراج ). ملاطغرا در هجو پولچی گوید:
از اسب برنگ سایه افتد به زمین
چون صورت اگر بقاش زین چسبیده.ملاطغرا ( از آنندراج ).رجوع به قاش شود.
حنای زین رجوع به قاش شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سواری تا نیفتد بر زمین از پشت اسب قاش زین را با دو دست خود نگهبانی کند