فردان

لغت نامه دهخدا

فردان. [ ف َ ] ( ع ص ) یکتا.یگانه. یک. ( منتهی الارب ). واحد. و شی فردان؛ یعنی منفرد و مؤنث آن فَرْدی ̍ است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

۱. منفرد، یکتا.
۲. یگانه.

فرهنگ فارسی

یکتا. یگانه

فرهنگ اسم ها

اسم: فردان (پسر) (عربی) (تلفظ: fardan) (فارسی: فردان) (انگلیسی: fardan)
معنی: یکتا، یگانه

جمله سازی با فردان

💡 یوسیفیان در طول زندگی خود به تحقیق و توسعه در زمینه برق و الکترونیک، و تولید و توسعه انواع ابزار دقیق و تجهیزات برقی اختصاص داده بود. او برای کشور خود ارمنستان و صنعت برق و الکترونیک جهان، به عنوان یکی از مهم‌ترین فردان در این صنعت شناخته می‌شود.

💡 گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود این بگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم

💡 چو به رازهای فردان برسیده‌ام چو مردان چه بدین تفاخر آرم که به راز او رسیدم

💡 گرنه چو باران بر چمن من دادمی داد ز من با جمله فردان جفتمی وز جمله جفتان فردمی

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز