فراگذاشتن
مترادفها
رها کردن، ترک کردن، واگذاشتن
متضادها
نگهداشتن، پذیرفتن
لغت نامه دهخدا
فراگذاشتن. [ ف َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رها کردن و سر دادن. ( یادداشت به خط مؤلف ): رسنی بر پای او بستم و فراگذاشتم تا میچرد. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
( ~. گُ تَ ) (مص م. ) رها کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) رها کردن ٠
ویکی واژه
رها کردن.
جمله سازی با فراگذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و گفتهاند ایّاک نعبد توحید محض است، و هو الاعتقاد ان لا یستحقّ للعبادة سواه. داند که خداوندی اللَّه را سزاوار است، و معبود بیهمتا اوست که یگانه و یکتاست و ایّاک نستعین اشارت است بمعرفت عارفان و هو العرفان بانّه سبحانه متفرّد بالافعال کلّها، و انّ العبد لا یستقلّ بنفسه دون معونته. و اصل آن توحید و مادّه این معرفت آنست که حق را جلّ جلاله بشناسی بهستی و یکتایی، پس بتوانایی و دانایی و مهربانی، پس به نیکوکاری و دوستداری و نزدیکی. اوّل بناء اسلامست، دوم بناء ایمان است سوم بناء اخلاص. راه معرفت اول بدیدار تدبیر صانع است در گشاد و بند صنایع راه معرفت، دوم بدیدار حکمت صانع است در خود شناختن نظائر راه معرفت، سوم بدیدار لطف مولی است در ساختن کارها و در فراگذاشتن جرمها، و این میدان عارفان است و کیمیاء محبان و طریق خاصگیان.
💡 او تصمیم گرفت تمام دلبستگیهای گذشته و خاطرات تلخ دوران کودکی را برای همیشه فراگذاشته و زندگی جدیدی را در شهری دورتر و آرام شروع کند.
💡 نباید از انجام وظایف اخلاقی و انسانی خود در برابر نیازمندان و افرادی که در سختی هستند، به دلیل تنبلی یا بیتفاوتی، به کلی فراگذاشت.
💡 بسیاری از دانشمندان بزرگ با فراگذاشتن لذتهای دنیوی و تمرکز بر مطالعه، توانستند کشفیات حیرتانگیزی را برای پیشرفت دانش بشری در طول تاریخ ثبت کنند.