فانیه

لغت نامه دهخدا

( فانیة ) فانیة. [ ی َ ] ( ع ص ) مؤنث فانی. رجوع به فانی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث فانی.

جمله سازی با فانیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگری را سبوی شکسته ای بود که آب در آن بود، آن را از آفتاب بر نمی داشت و آب گرم را می آشامید و می گفت: کسی که لذت آب سرد را یافت مفارقت از دنیا بر او مشکل است پس ای دوستان از مستی هوا و هوس هشیار شوید و ضدیت میان دنیا و آخرت را بشناسید و متابعت آنانی کنید که از حقیقت حال آگاه هستند و خود را از لذتهای فانیه دنیا باز گیرید جان من اگر چه این بر تو شاق است، اما چند روزی بیش نیست و به اندک وقتی، زمان آن به سر می رسد و تا چشم بر هم می زنی رفته است.

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز