غم گداز
مترادفها
سوگوار، غمگین، محزون، اندوهگین
متضادها
شاد، خوشحال، شادمان
لغت نامه دهخدا
غمگداز. [ غ َ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنکه یا آنچه غم را بگدازد و از میان ببرد. غمزدا. رجوع به غم شود.
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه غم را بگدازد و از میان ببرد، غم زدا.
جمله سازی با غم گداز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این بربط غم گداز در وصلت در بهر نهم و بشرط بنوازم
💡 صراف دکان عشق ما را در بوته غم گداز کرده!
💡 ای برخ برهان حسن از حسن برهانهای من عیش ساز و غم گداز و نرد باز و می بیار
💡 بمجلس غم گداز و عشرت افزا، لیک در خلوت بشادی دشمنش یابی به انده مهربان بینی