غشوه

لغت نامه دهخدا

( غشوة ) غشوة. [ غ َش ْ / غ ِش ْ / غ ُش ْ وَ ] ( ع اِ ) پرده. پوشش، و منه: علی بصره و قلبه غشوة و غشاوة؛ ای غطاء. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). پوشش. ( مهذب الاسماء ). غشاوة. تاریکی چشم.
غشوة. [ غ َش ْ وَ ] ( ع اِ ) اسم مرت از غشو؛ آمدن نزد کسی. || یکی غشو ( میوه سدر ). ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

پرده، پوشش.

فرهنگ فارسی

اسم مرت از غشو یکی غشو

جمله سازی با غشوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پا تا سر او چیست همه غشوه و ناز است سر تا قدمش چیست همه غنج و دلالست

💡 ایطلعت تو هیکل توحید کردگار موسی بخواب غشوه و در جلوه روی بار

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز